خرید بک لینک
برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته مجتبی دشتیhttps://s6.uupload.ir/files/۲۰۲۴۰۱۱۳_۲۲۳۳۱۹_xu1c.jpg12. تفاوت بین نیروی ارادهي من با نیروی ارادهي خداوند چه میباشد؟همان قدر که شباهت بین من و خدا وجود دارد تفاوت بین ارادهي من و ارادهي او وجود دارد. من برای تامین معاش روزانهي خود دچار ترس میشوم ولی او معاش میلیاردها جاندار را تامین میکند و ترسی هم ندارد. با استفاده از نیروی من نمیتوان برتمام نیروها فاتح شد ولی با استفاده از نیروی او میتوان بر تمام مسايل پیروز شد ارادهي من محدود است اما ارادهي خداوند نامحدود، من مسايل را طبق منافع خودم برنامهریزی میکنم ولی خداوند طبق منافع جمع، من جز هستم و او کل، من در کارهایم تعادل ندارم ولی او متعادل است. ارادهي من قدم ششم است اما ارادهي او قدم هفتم، در ارادهي من ترس وجود دارد ولی ارادهي او عشق وجود دارد، ارادهي من در بسیاری از مواقع منفی و مخرب است با زیربنای ضعفهای اخلاقی در صورتی که اراده خداوند در جهت آرامش هر چه بیشتر بندگانش میباشد و در جهت بالا بردن آگاهی انسانها، و در کل در بیشتر موارد ارادهي ما در ترس، رنجش، محرومیتها و خودمحوری خلاصه میشود اما ارادهي خداوند در ارزشها میباشد.13. آیا در بهبودی زمانهایی بوده که احساس کنم ارادهي زندگیام را به دست خود گرفتهام؟ چه چیز باعث هشدار به من شد؟ چه اقدامی کردم تا خود را به قدم سوم دوباره متعهد کنم؟بله، زمانهایی که سعی میکنم ارادهي شخصیام را به جای مشورت و نظرخواهی در زندگی اعمال کنم یا بر روی چیزی پافشاری و اصرار دارم.اقدامی که لازم است برای تعهد قدم سوم: اعلام عجز و ناتوانی، کمک خواستن از خداوند و امور را به او سپردن، شناختن ارادهي شخصی و ارادهي سازنده (خداوند

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 30 فروردين 1403 ساعت: 12:36

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی ویراست جدید چاپ دهم23. فهم مراقبت برای من چه میباشد؟مراقبت: یعنی اینکه خود را به مراقبت خداوند بسپارم، مراقبت سپردن است. مراقبت سلب مسوولیت و اختیار نیست، مراقبت مجادله با خداوند نیست. مراقبت یعنی نگهداری، حفظ و دور نگهداشتن از آسیب، حفاظت نمودن، هشیار بودن و مواظبت کردن. کنترل کردن با مراقبت کردن بسیار متفاوت است کنترل کردن یعنی دخالت، مراقبت یعنی محافظت و احاطه برای نگهبانی24. سپردن اراده و زندگیام به خداوند برای من چه مفهومی دارد؟یعنی اجازه عملکرد دادن به خداوند در اراده و زندگیمان و درک حضورش در تمام مراحل زندگی، دست برداشتن از ارادهي شخصی، دست برداشتن از کنترل کردن باید به او اعتماد کنم. با سپردن اراده و زندگیمان به خداوند ما به خود اجازه میدهیم به نیرویی عظیم دسترسی پیدا کنیم و مطمئناً راهحلهایی که از یک اساس روحانی یعنی خداوند نشات میگیرد مسلماً از راهحلهایی که ما به تنهایی اتخاذ میکنیم ارجحتر است. .( منبع قسمتی از کتاب کارگاه بهبودی نوشته مجتبی دشتی چاپ دهم@socialpathologist)25. زندگی من به چه شکل ممکن است تغییری کند اگر که تصمیم بگیرم آن را به خداوند بسپارم؟زندگی گذشته با رفتار خودمحورانه ما تبدیل شده بود به زندگی مملو از زحمت، سختی، شکست و ناکامی اما با سپردن به خداوند از آشفتگیها خلاص خواهیم شد چون که نیرویی عاشق و مهرباني هست که از ما مراقبت مينماید. امروز چشمانم را به روی او باز میکنم و به مرور دست از کارگردانی زندگی خود و دیگران برمیدارم. ترسهایم کمتر میشود. اگر اعتماد کنم بدونشک آرامش بیشتری خواهم داشت و این صرفاً با ایمان من اتفاق خواهد افتاد من با سپردن زندگیام به این دوست مهربان هیچ ترسی ن

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 30 فروردين 1403 ساعت: 12:36

نوروزتان خجسته باد«باران عشق» حسرت همه این نداشته هاست. حسرت همه بیقراریها، دلتنگیها و آرزوهای بر باد رفته…حسرت جهانی که دیگر خاکستری شده و خبری از آن صورتیِ شاد در آن نیست. دنیایی که بچه ها در آن نمی خندند و غمگیناند…«باران عشق» قلبیست که دیگر در سینه هیچکس جا نمیشود و آن بالاها میتپد. آن بالاها می وزد، می بارد، ضجه میزند…که بچهها را نجات دهید، که فرار کنیم از این خاکستری لعنتی… که دنیا بدون بچه ها و آن نگاه های معصوم، خیلی چیزها کم دارد، نبضاش نمیزند، نمیخندد…برچسبها: مرتضی عامری, مجتبی دشتی, اعتیاد, بهبودی

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1403 ساعت: 3:18

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته مجتبی دشتی45. آیا امروز از یک نیروی برتر از خودم درخواست کمک کردهام؟ چگونه؟بله ـ چرا که من متوجه شدهام با داشتن غرور، دور بودن از تواضع و فروتنی هیچگاه نخواهم توانست در بهبودیام رشد کنم. امروز نیازهای روزانهام را به خدا واگذار میکنم و فقط درخواست راهنمایی و مدد از او دارم. باید دریچهي ذهنم را بازگذارم و این را بدانم تمام سوالات دنیا را پاسخگو نیستم و نیازمند راهنمایی و کمک هستم اعتماد کنم. من درخواستهایم را به صورت یک رفتار معمول شده برنامهریزی میکنم تا به صورت روزانه از فیضهاي خداوند بهرهمند گردم.46. آیا امروز از راهنمایم کمک خواستهام یا به جلسات رفتهام یا در دسترس دیگر معتادان در حال بهبودی بودهام؟ نتایج آن چه بوده؟بله ـ هر موقع احساس میکنم در مورد چیزی تجربهای ندارم با راهنما مشورت میکنم در جلسات حضور پیدا میکنم و در حد توانم خود را در دسترس دیگر معتادان قرار میدهم در نتیجه به آرامش میرسم و امروز تا حدی به تعادل رسیدهام و با در میان گذاشتن آن چیزی که دارم آن را حفظ نموده و از اعتمادی که کردهام سرخورده نیستم و از خود احساس رضایت دارم. در قدم نهم کتاب پایه در مورد اینکه چه زمانهایی احتیاج به کمک داریم خود موفقیت بزرگی تلقّی شد و میگوید: ما باید در عمل به خودمان ثابت کنیم که به کمک نیاز داریم. در تماس بودن با قدمها، سنتها و خدمت به ما کمک زیادی میکند تا به این باور برسیم که نیاز به کمک گرفتن داریم تا خودمحوریهایمان تعدیل یابد. متاسفانه بيشتر ما وقتی درخواست کمک میکنیم كه روبهراه نیستیم در حالي كه وقتي حالمان خوب است فکر میکنیم احتیاجی به دریافت کمک نداریم. .( منبع قسمتی از کتاب کارگاه بهبودی نوشته مجتبی دشت

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1403 ساعت: 3:18

قدم 3ما تصمیم گرفتیم اراده و زندگیمان را به مراقبت خداوند، بسپاریم.پروردگار!خود را تقدیم تو میدارم با من کن و از من ساز آنچه خود اراده کنی.از اسارت نفس رهایم کن تا انجام ارادهات را بهتر توانم.مشکلاتم را بگیر تا پیروزی بر آنها شاهدی باشد برای کسانی که با قدرت تو، عشق تو و راه تو یاریشان خواهم کرد.باشد که بر ارادهات گردن نهم. (آمین)قدم سوم یادآوری میکند، اگر تمایل داشته باشید خداوند در زندگیتان حضور پیدا خواهد کرد و از مواهب حضورش بهرهمند خواهید شد و اگر پا روی ترسهایتان گذارید از درونتان رخت میبندد و ایمانی سرشار از امید جایگزین آن خواهد شد در قدم سوم به این باور میرسید که اگر تسلیم خواست و ارادهي خداوند باشیم، به رهایی و آزادی میرسیم. رها شدن از قید و بندهای دنیوی.قدم سوم حاصل پیام: «دست برداشتن از خودمحوری مساوی است با خدامحوری» میباشد. رعایت حقوق دیگران و در نظر گرفتن مصلحت جمع مساوی است با خواست و ارادهي خداوند.قدم سوم یعنی قدم برداشتن در راه حل مشکلات و در نهایت رسیدن به آزادی و آرامش.با سپردن امور زندگی به دستان پروردگار مهمترین تصمیم را در طول عمر خود خواهید گرفت. باید ایمان داشت و اعتماد کرد تا به آرامشی درونی در پس این تصمیم برسید.با خدمت کردن به دیگران خطی بر روی خود میکشید.پیدا کردن خود در گرو گم شدن در دیگران است.هر چقدر به سمت نیروی برتر گام برمیداریم، وابستگیهای دنیایی را رها نموده و وابسته به نیروی جاوداني خداوند میشویم.وابستگی به خداوند آزادی و بینیازی است و مفهوم این آزادی این است که نه تنها در اسارت افکار و باورهای پوسیدهي گذشتهي خود نیستم بلكه دیگر نیازمند توقعات سرکش و خواستهي نامحدود خود نيز نیستم..( منبع قسمتی از کتاب کارگاه بهبودی

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1403 ساعت: 3:18

صفحه بندی